خیلی وقت بود نمیومدم بلاگفا،هم از اینترنت محروم بودم،هم وقت نداشتم و حوصله:(
اما الان ساعت دوازده و ربع شب،من فول انرژی اومدم بلاگفا برای تعریف روز اول مدرسه:)
------------------------------------------------------------------------
سی و یک شهریور شب،با یه عالمه سوال،استرس،ناراحتی و هیجان خوابیدم. خب،همه وقتی میرن مدرسه جدید اینجوری میشن
اخه،راستش...
رفتم دبیرستان
البته اگه شاخانه نگم،رفتم هفتم:))
روز اول مدرسه که از خواب پاشدم،یه چایی خوردم به عنوان صبونه و با مامی گرامی رفتیم مدرسه:|
ساعت 7/29 دقیقه رسیدیم مدرسه:))
بعد از کلی حرف الکی که ناظما زدن،وقت این رسید که بریم کلاسمون.اما...
گفتن هفتما بمونن پایین برای تقسیم کلاسا:|
خب...
من و فاطمه از هم جدا افتادیم به خاطر حروف الفبا:((
از همون اول از ادبیات و الفبا بدم میومد
کلاسمون،در واقع اندازه اتاق من بود:| با چن تا نیمکت ادامس چسبیده و بدون زیر نیمکتی و البته بدون تخته هوشمند:|
چون تعداد ثبت نام برای هفتم زیاد بوده،پنج تا کلاس هفتم کردن و منم میزان افتادم کلاس آخر:| البته خودشون اعتراف کردن که کلاسمون تا همین امسال دفتر معلما بوده ولی بخاطر کمبود جا کردنش کلاس:| و برای همین همه چیزاش داغونه:|
یه ناظم داریم که دونالد ترامپ ازش خوش اخلاق تره:| و طبق انتظارات وقتی همه ی مامانا پرسیدن امکان جا به جایی کلاس هست یا نه، گفت نههههه:|
اما...
با همت های مامان فاطمه،من 3 مهر رفتم کلاس فاطمه اینا:))))))))))))))))))))
نوشته های دخترک مو کوتاه-بلند...ما را در سایت نوشته های دخترک مو کوتاه-بلند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 50