خاطره پریروز{حلیم پزون}

خرید بک لینک
سلامپریروز بهترین شب زندگیم بوداز ساعت 4:30 رفتیم خونه مامانجونم و با دخترداییم کلی بازی کردیممنم که دوشنبه نرفتم مدرسه کلی ورجه وورجه کردیمیخورده بعد با دخترداییم رفتیم سوپر چون میخواستیم تا صبح بیدار بمونیم،هله هوله نیاز داشتیمهمشو خوردیمو یخورده بعد دوباره رفتیم خرید سوپر کردیممنم کلی حلیم هم زدمیخورده بعد که همه اومدن،تو حیاط مامانجونمینا کلییییییییییییی شمع روشن کردیم و پای منم سوختبعدش که همهی همه اومدن شدیم 10 تا بچه و کلی شمع روشن کردیم و دستم سوختکلی بازی کردیم و آبمیوه خوردیممنم با موبایلم کلی piano tiles 2 بازی کردممن و دخترداییم ساعت 2 صب جا انداختیم و کلی موبایل بازی کردیممن تا 5 بیدار موندمالبته هدفم 7 صبح بود ولی واقعا نشدصبح ساعت 8 که نذری تموم شده بود اومدیم خونهمن 3 ساعت بازم خوابیدم

دوشنبه بهترین روز عمرم بود

نوشته های دخترک مو کوتاه-بلند...

ما را در سایت نوشته های دخترک مو کوتاه-بلند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 40 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 3:48

صفحه بندی